تبلیغات
بزرگ‌تر‌ین پایگاه ادبی - مطالب هجو و هزل
 
امكانات
دانلود , دانلود فیلم , دانلود فیلم تبلیغاتی , دانلود كلیپ احمدی نژاد , كلیپ موسوی , بزرگترین سایت دانلود
							, دانلود برتر , فیلم و كلیپ داغ , كلیپ ادبی , مطالب داغ ادبی , عضویت در خبرنامه , عضویت در بزرگترین سایت ,
							www.Adabiiat.com , سبحان عباسپور , سبحان عباس پور جست و جو در سایت , كد جستجو , كد جست و جو , لینك جستجو , لینك مستقیم , لینك غیر مستقیم , لینك فیلم ,
							كد فید , كد فید برنر , جست و جو در مطالب سایت , موتور جست و جو , بزرگترین موتور جست و جو ,
							www.Adabiiat.com , سبحان عباس پور , سبحان عباسپور , معرفی به 150 موتور جست و جو , ثبت آدرس در موتور جستجو فال , فال حافظ , تفأل , تفأل زدن , تفأل به حافظ , تفأل اینترنتی , فال امروز , فال روز , تاریخ فال گیری , رمل , رمالی , جادو , سحر , سبحان عباس پور , www.Adabiiat.com
سبحان عباسپور , سبحان عباس پور , www.Adabiiat.com , اتم , بمب اتم , انرژی هسته ای , Iran Nuclear Program , 
							بمب اتم , ساخت بمب اتم , ساخت بمب دستی , اتم مطالب سایت , مطالب اتمی , مقالات هسته ای 	RSS , Feed RSS , Post Feed , Posts Feed , Post Feeds , Blog Feed , Site Feed , Sobhan Abbaspour , www.Adabiiat.com , Feed Burner , Farsi Feed , Feed reader , Feed Reader Code , Google Reader Subscription , Adabiiat.com Feed , آر اس اس , آر اس اس مطالب سایت , نمایش آر اس اس , كد نمایش آر اس اس , كد فید خوان مطالب ارسال به یاهو , ارسال به یاهو مسنجر و و , ارسال مطالب داغ , مطالب داغ اینترنت , گلچین مطالب داغ , یاهو مسنجر , دانلود یاهو مسنجر , ورژن جدید یاهو , چت‌ آنلاین , چت روم فارسی , بزرگترین چت روم فارسی , ارسال مطالب داغ ادبیات , www.Adabiiat.com , مطالب داغ سبحان عباس پور

اندازه قلم :
افزایش | كاهش

اسلاید دبیران

تصویر قبلی |

 تصویر بعدی

اشعار شاعران
در این قسمت بر اساس علاقه‌ی خود نام شاعری را انتخاب كنید تا به اشعار شاعر مورد نظر دسترسی پیدا كنید .
 

برندگان مسابقات
جایزه , مسابقه , مسابقه ادبی , مسابقه وبلاگنویسی , شركت در مسابقه , هر ایرانی یك ستاد , هر ایرانی یك جایزه , جوایز ارزنده , جوایز داغ ,  جوایز ارزشمند , جوایز نفیس , شركت در مسابقه , بزرگترین مسابقه , به روز ترین , بهترین , بزرگترین , ترین ها , مسابقات , مسابقه اینترنتی , مسابقه آنلاین , مسابقه سایت , دریافت آنلاین
آقای مهرزاد ( 15 امتیاز )
آقا مهدی ( 10 امیتاز )
آقای شاه بیك ( 10 امتیاز )
ستاره خانم ( 5 امتیاز )
آقای نوری ( 5 امتیاز )
آقای رضایی  ( 5 امتیاز )
آقا پویان  ( 10 امتیاز )
آقای بایگان  ( 5 امتیاز )
(به روزشده : 23 فروردین)
* هر پاسخ درست = 5 امتیاز
* حد نصاب جایزه = 30 امتیاز
گزارش سایت
الف) شناسنامه
تأسیس : 1فروردین 1388
هدف تأسیس : گسترش رونق ادبیات در فضای مجازی
سال 88 : سال آغاز
سال 89 : سال شكوفایی
بازتاب های بیرونی :
بیا تو بندر ، آفتابگردون
حامی مالی : دبیرستان نمونه فرهنگ
ب) آمار و ارقام
تعداد دامین : 1 عدد
Adabiiat.com
تعداد نویسنده : 2 نفر
سبحان عباس پور
پوریا سرهنگ پور
دفعات تعویض قالب : 5 بار
اردیبهشت ، مرداد ، مهر ، آذر و اسفند 88
تعداد تبلیغات پذیرش شده :
2 عدد
mihanpatogh.com
gorganet.org

مورد دان شدن سایت :
1 مرتبه / آبان 88
مورد هك شدن دامین :
1 مرتبه / بهمن 88
تعداد نظرسنجی ها سایت : 12 عدد
پ ) بازدیدها
امروز:
دیروز :

این ماه :

ماه قبل :

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , هجو و هزل , طنز ,


خوشا آنان که دانشجـــــــــــو ندارند
دوتا اینــــــسو دوتا آنــــــسو ندارند

که از شهریه ها غمــــــــــباد گیرند
چو پولـــــــی تا نوک پــــارو ندارند

هر آن کس را که دیدی هست دلشاد
بدور از نالــــــــــــه و اندوه و فریــاد
بـدان فرزنـد ایشان نیــــست راهـــی
پـدرجـان ، سوی دانشـــــــــگاه آزاد

غـــــذایش را بجــــــــز کوکو ندیـــدم
به زیر پاش یک زیلـــــــو ندیـــــــدم
درون خانـه اش را هرچه گشــــــتم
به غیـر از پنـــــــــج دانشـجو ندیــدم




كلید واژگان كلید واژه : طنز , شعر ,
[721] پست شده توسط « پوریا » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/11/4 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 20:04 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , هاتف اصفهانی , هجو و هزل , قطعه ,

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hatef.bmp


بیار وعده خلافم گر اتفاق افتاد

نخست گوشزدش این پیام خواهم کرد

که تا کیم به فسون گویی آنچه می‌خواهی

به صبح اگرچه نکردم به شام خواهم کرد

خدا گواست که گر آنچه گرفته‌ام نکنی

ز حرف تلخ تو را تلخکام خواهم کرد

ز هزل شربت زهرت به کام خواهم ریخت

ز هجو جرعه‌ی خونت به کام خواهم کرد

همین نه هجو تو بی‌آبروی خواهم گفت

که قصد جان تو بی‌ننگ و نام خواهم کرد

اگر بزودی زود آنچه گفته‌ام کردی

ز هجو تیغ زبان در نیام خواهم کرد

بر آستان شب و روزت مقیم خواهم شد

به خدمتت گه و بیگه قیام خواهم کرد

همین نه بلکه تو را با وجود اینهمه نقص

ز مدح غیرت ماه تمام خواهم کرد

ز نیت خودت آگاه ساز تا من هم

ازین دو کار بدانم کدام خواهم کرد




كلید واژگان كلید واژه : هزل , هجو , شعر , قطعه , اشعار , مطالب ادبی , هاتف اصفهانی ,
[605] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/10/8 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 20:05 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , هجو و هزل , طنز ,


به نظر شما نهایت بدبختی چیست ؟  كه انسان با لكنت زبان امتحان جدول ضرب بدهد.

كجا را برای زیستن دوست می دارید ؟

- داخل پرانتز را .

بالاترین تصور شما از سعادت دنیوی چیست ؟

ـ  كه دیگر سعادتمند قمی آواز نمی خواند !

چه خطایی را زودتر توانید بخشود ؟‌

ـ  غلط چاپی را نه غلط املایی را زیرا اگر ما صابون را با سین بنویسیم صابون كف نخواهد كرد .

مردانی كه در داستان ها می پسندید كدامند ؟

ـ  مردانی كه در صفحه صد و هفتاد و چهار وارد داستان شوند و در صد و هفتاد و پنج خودكشی كنند .

شخصیت محبوب شما در تاریخ كیست ؟

ـ  من در جغرافیا به دنبالش هستم .

زنانی كه در تاریخ و یا در زندگی واقعی می پسندید كدامند ؟

ـ  نمی دانم .

زنانی كه در داستان ها می پسندید كدامند ؟

ـ  به من مربوط نیست .

نقاش برگزیده ی شما كیست؟

ـ  تمام نقاش های ساختمان كه بدقول هستند و نمی توان تشخیص داد كفش آنها سفید است و یا سیاه ......

آهنگ ساز برگزیده ی شما كیست ؟

ـ  بلبلی كه قناری را به عنوان آسیستانی خود قبول داشته باشد .

صفتی كه در زنان می پسندید ؟

ـ  كه عكس های شیش در چهار را بیش تر از كارت پستال دوست داشته باشند .

فضیلتی كه بر می گزینید ؟

ـ  برای بستن كفش به صندلی متوسل نشویم .

مشغله ای كه دوست می دارید ؟

ـ  تحلیل فلسفی دفترچه ی تلفن .

دلتان می خواست كه به جای چه كسی بودید ؟

ـ  من فیلم بازی نكرده ام كه بدانم می توانم به جای خود حرف بزنم یا نه .

خصلت اصلی شما ؟

ـ  دوست داشتن تمام تلفن های 6 شماره ای كه 5 آن بوق می زند .

عیب اساسی شما ؟

ـ  همه اساسی است .

غایت تصور شما از خوشبختی ؟

                                                                     بقیه در ادامه ی نوشتار


ادامه مطلب

كلید واژگان كلید واژه : طنز , احمدرضا , احمدی , نثر ,
[619] پست شده توسط « پوریا » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/08/17 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 09:30 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , قصیده , سیف فرغانی , هجو و هزل ,

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

هم رونق زمان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب

بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایام ناگهان

بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام

بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز

این تیزی سنان شما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد

بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت

این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست

گرد سم خران شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت

هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت

ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن

تأثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید

نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

بیش از دو روز بود از آن دگر کسان

بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم

تا سختی کمان شما نیز بگذرد

در باغ دولت دگران بود مدتی

این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد

آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه

این آب ناروان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع

این گرگی شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست

هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

ای دوستان! به نیکی خواهم دعای سیف

یک روز بر زبان شما نیز بگذرد



[372] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/07/23 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 06:03 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مقالات , هجو و هزل , طنز ,

امروزه معمولاً وقتی از نشریات « شوخ طبع و فکاهی انتقادی » نام می بریم ، بدون در نظر گرفتن روش خاص این گونه نشریات ، واژه ی طنز را در تمامی موارد به کار می بریم . اگر چنین برداشتی درست باشد و همه ی این گونه نشریات را بتوان زیر عنوان طنز جای داد ، طبعاً ما در بررسی خود مقولاتی چون شوخی ، فکاهی ، هزل ، هجو و گونه های دیگر شوخ طبعی را نخواهیم داشت . به این جهت در ابتدا اشاره کنیم که واژه طنز که امروزه به طور وسیعی به کار برده می شود ، تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، مورد استفاده ی هیچ نشریه ی شوخ طبعی قرار نگرفته . به طور ساده هیچ نشریه ای روش خود را « طنز » ذکر نکرده .

با بررسی تاریخ مطبوعات در ایران از چند دهه پیش از پیروزی انقلاب مشروطه تا یک دهه بعد از پیروزی ، درخواهیم یافت که در این سال هاست که هر نشریه ای برای کسب مجوز ناچار باید روشی و به اصطلاح آن روزها ، مسلکی را برای نشریه خود برگزیند و در آن چارچوب« مسلکی » نشریه را منتشر کند ؛ مثلاً روش علمی ، روش ورزشی یا سیاسی ، اخلاقی و ...

تا قبل از پیروزی انقلاب مشروطه چند نشریه ای که بخشی از نوشته های خود را به مطالب غیرجدی اختصاص می دادند ، روش خود را « انتقادی » می نامیدند . چند ماه مانده به پیروزی انقلاب مشروطه ، هفته نامه ی ملانصرالدین در باکو منتشر می شود . بخشی از مطالب و کاریکاتورهای این نشریه مربوط به وقایع ایران است . این شیوه مورد استقبال روشنفکران آن زمان ایران هم قرار می گیرد و در نتیجه تاثیر خود را بر نشریات سال های اول پیروزی انقلاب مشروطه می گذارد . به این جهت این نشریات بعضاً در روش خود واژه « کاریکاتوری » را هم اضافه می کنند . به این ترتیب در نشریاتی که به روش انتقادی از پیروزی انقلاب مشروطه تا کودتای محمدعلی شاه به اسامی قاسم الاخبار ، آذربایجان ، تشویق ، زشت و زیبا ، سلام و علیکم ، ملاعمو ، صوراسرافیل ، کشکول ، آیینه غیب نما ، تنبیه ، نسیم شمال ، خیرالکلام ، استبداد و اصفهان منتشر می شدند ، مطلقاً از واژه ی طنز استفاده نشده ، بلکه همگی آن ها خود را نشریاتی انتقادی ، فکاهی ، مصور ، کاریکاتوری و بعضاً اخلاقی و ... معرفی کرده اند . این روش به صورت یک سنت تا پیروزی انقلاب اسلامی هم ادامه داشت . طی این مدت طولانی چه در نشریات دوره احمدشاه قاجار و چه پهلوی اول یا پهلوی دوم ، حتی در اوج انتشار این گونه نشریات هم هیچ کدام واژه طنز را برای روش خود به کار نبردند . حتی نشریات مشهوری چون توفیق ، باباشمل ، چلنگر و حاجی بابا . این موضوع تا انتشار مجله « کاریکاتور » دولو در سال های 1347 تا 1357 هم ادامه یافت . این مجله هفتگی هم روش خود را سیاسی _ فکاهی تعیین کرده بود .

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، کم کم واژه طنز مورد توجه نشریات فکاهی انتقادی قرار گرفت . اولین نشریه ای که به طور مشخص روش خود را طنز اعلام کرد ، مجله « طنز و کاریکاتور » جواد علیزاده بود . علیزاده اولین شماره این مجله را در دی ماه 1369 منتشر کرد و روش مجله را « ورزشی ، اجتماعی و طنز » اعلام کرد . هفتگی گل آقا نیز واژه ی طنز را به کار نبرد . در اولین شماره هفتگی گل آقا ، روش مجله به صورت « اجتماعی ، انتقادی ، سیاسی و ... گل آقایی » ذکر شده . در ماهنامه ی گل آقا در سال 1370 و سال نامه ی گل آقا در 1371 روش این نشریات را « ادبی ، اجتماعی و طنز » نام می برد . بعد از این نشریات دیگر ، معمولاً بدون در نظر گرفتن آن چه را منتشر می کردند ، واژه ی طنز را به معرفی روش خود افزودند از جمله مجله « ملون » و « طنز پارسی » و ...

                                                                     بقیه در ادامه ی نوشتار ...


ادامه مطلب

كلید واژگان كلید واژه : مقاله , فكاهیات , طنز , هجو , هزل , تاریخچه ,
[479] پست شده توسط « پوریا » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/07/14 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 09:30 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : داستان , ادبیات فارسی , هجو و هزل , طنز ,

 زمان : 34 – 35 سال پیش ؛ مكان : زادگاه من (بهاءالدین خرمشاهی ) قزوین ؛ و مكانی كه این فیلم ، خاطره ای از آن گرفته می شود ، صحنه ی آرایشگاه استاد حسن سلمانی است .    نوجوانی 15- 16 ساله بودم و طبق رسم زمانه ، مانند همه بچه محصل ها ، باید موی سرم را كوتاه نگه می داشتم و ناخنم را از زیر می گرفتم و جمعه ها حتماً همراه پدر بقچه و بندیل به حمام عمومی خزانه دار و جن خیز می رفتم كه ایشان غسل جمعه را كه مستحب مؤكد بود به جای آورند و بنده گرد و غبار فتیله شده هفتگی ناشی از سگ دوی فوتبال روزانه را از تن دور كنم . گویا در فاصله های دو هفتگی به سلمانی استاد حسن می رفتیم . برا ی آن كه تا موی سرمان از اندازه حدوداً دو سانتی متر بیش تر می شد ـ كه به نوك انگشتان عصبی ناظم دبیرستان بند شود ـ روز شنبه با چوب خیزران مثل سرهنگی كه درجه سرتیپی اش نیامده باشد و مدام سربازها را به بیگاری و نظافت در و دیوار پادگان بگمارد ، دق دل ناشی از زیادی و سنگینی كار و كمی و ناچیزی حقوق و عقب افتادن رتبه های اداری و خلاصه از محنت دخل و خرج نكردن همه و همه را سر ما پیاده می كرد و یك سلمانی قسی القلب را احضار می كرد كه با كمك شاگرد یا شاگردانش با كوچك ترین اشاره ناظم روی سرمایه ـ كه مویش به شیوه غیرقانونی ، ا زحدود دوسانتی متر تجاوز كرده بود و می رفت كه كاكل گونه ای شود و در ژیگول ساری قیافه ما مؤثر واقع شود ـ با ماشینِ صفر یا نمره یك ، یك چهار راه جگرخراش باز كند . مثل كاری كه در حق بعضی مجرمان می كنند و جزء تعزیرات است .
  خلاصه پدرم هم مشتری استاد حسن بود . و گاه ما را تحت الحفظ به سلمانی می برد و گاه پول می داد و مستقلاً و به تنهایی ، یا با برادرهای دیگر می فرستاد . دستمزد اصلاح سر در آن سال ها دور و بر 5 ریال بود . هر وقت  كه جدا می رفتیم 2 ریالش را كش می رفتیم كه استاد حسن می فهمید و تلافی اش را این طوری به سر ما در می آورد كه اولاً پنكه آهنی دست چرخانش را كه به نیروی بازوی فرزند استاد سلمانی می چرخید ، پشت سر گرمازده ما به حركت پر سر و صدا و پر از صدای آهن و فولاد به گردش رد نمی آورد . تا پشت گردن ما عرق سوز شود بعد عرق كردن ، بن موها و زیر تیغ آفتاب كجتاب كه طرف های عصر آرایشگاه را به كوره آدم پزی تبدیدل می كرد ، باعث عذاب الیم می شد . ثانیاً از كندترین ماشین دستی اش استفاده می كرد كه تیغه اش فقط برای گاز گرفتن موی سر فلك زده ما جان می داد ، ثالثاً برای پشت گردن ما از پودر استفاده نمی كرد ؛ اصولاً پودر و كرم های معدود و ادكلن سبز رنگ را برای دكور در ردیف جلوی آینه چیده بود و گاه به گاه در حق مشتری های غریب و خرپول و انعام ده مصرف می كرد و به این سو آن سو می چرخاند . این كار را بدون مهربانی و محابا و ملاحظه انجام می داد . مثل این كه توی كله ی ما مغز محترمی نهفته نیست كه یك روز به گردش قلمی ، انتقام آن جفاكاری ها را بگیرد . خامساً حرف زدن و سیاست و تفسیر اخبار روز را هم از ما دریغ می داشت و گذاشته بود برای مشتری هایی كه سرشان به تنشان می ارزید . طبعاً ما هم حتی المقدور نُطق نمی كشیدیم و به خاطر آن كه خائن ، خائف است ، به خاطر كش رفتن یا كف رفتن آن 2 ریالی ( دوزار = دوهزاری ) هر بلایی را كه بر سرمان می آورد بدون دم زدن و خم به ابرو آوردن تحمل می كردیم . تا یك روز زد و بنده در زیر تیغ استاد جسارت و جرأت حرف زدن پیدا كردم . ماه رمضان بود . طبعاً صحبت ها به نحوی با مسایل و مراسم سحر و سحری و افطاری و بلندی ساعات روز و سختی روزه و شكایت از تشنگی ، ‌كه از گشنگی بدتر است و غیره ارتباط داشت . به قول بچه ها آمدم افه بیام گفتم « اوستا به این اذان هایی كه سحرها می گویند گوش می دهید ؟ » اوستا حسن سلمانی هم مغازه اش نزدیك و همسایه منزل بود . گفت : « بله . چطور مگه ؟ » ‌گفتم : « والله چطوری بگم این چه اذان ناجوری است كه سر می دهند ؟ واقعاً انكرالاصوات است . اگر بوقلمون را زنده زنده پر بكنند صدایی كه در می آورد بهتر از این است . مگر مجبورند این جور با این صدای نخراشیده و نتراشیده اذان بگن و مردن را زابرا كنند ... » 
گر تو قرآن بدین نمط خوانی / ببری رونق مسلمانی !
و خلاصه هر حدیث و حرف و حكمتی كه در ذهن نوجوانم انباشته بود ، در جهت هجو آن اذان و اذان گو به كار بردم . گفتم « تازه حالا كه همه رادیو دارند . افق قزوین هم كه معلوم است چقدر (8- 9 دقیقه) با افق شرعی تهران فاصله دارد . واقعاً چه صدای جگر خراشی ! مسمان نشنود ـ كافر نبیند . » ‌بعد ندانم كارانه و خماب گردانه ،‌ در حالی كه نیشگون گرفتن های ماشین كندش را تحمل می كردم ،‌ بی گدار به آب زدم و پرسیدم :  «راستی اوستا ، نمی دانید كیه كه سحرها اذان میگه ؟ »
  و توی آینه دنبال جواب گشتم . چهره ی استاد خفه و كبود می نمود . خنده ای از سر درماندگی سرداد كه بناگوش هایش را به هم متصل كرد . سپس با حجب و حیایی بی سابقه گفت : « چرا ، خود من هستم كه برای ثوابش اذان می گم . » از زور خیطی و خجالت احساس كردم پایه های صندلی دارد زیر بدنم تا می شود و بدنم در حفره ای بی انتها وا می رود .

بهاءالدین خرمشاهی




[508] پست شده توسط « پوریا » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/07/4 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 09:00 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مسمط , ناصر خسرو , شكوائیه , هجو و هزل ,

ای گنبد زنگارگون ای پرجنون پرفنون

هم تو شریف و هم تو دون هم گمره و هم رهنمون

دریای سبز سرنگون پر گوهر بی منتهی

انوار و ظلمت را مکان بر جای و دائم تازنان

ای مادر نامهربان هم سالخورده هم جوان

گویا ولیکن بی زبان جویا ولیکن بی‌وفا

گه خاک چون دیبا کنی گه شاخ پر جوزا کنی

گه خوی بد زیبا کنی از بادیه دریا کنی

گه سنگ چون مینا کنی وز نار بستانی ضیا

فرمانبر و فرماندهی قانون شادی واندهی

هم پادشاهی هم رهی بحری، بلی، لیکن تهی

تا زنده‌ای بر گمرهی سازنده‌ای با ناسزا

چشم تو خورشید و قمر گنج تو پر در و گهر

جود تو هنگام سحر هم بر خضر هم بر شجر

بارد به مینا بر درر و آرد پدید از نم نما

بهمن کنون زرگر شود برگ رزان چون زر شود

صحرا ز بیم اصفر شود چون چرخ در چادر شود

چون پردگی دختر شود خورشید رخشان بر سما

گلبن نوان اندر چمن عریان چو پیش بت شمن

نه یاسمین و نه سمن نه سوسن و نه نسترن

همچون غریب ممتحن پژمرده باغ بی نوا

اکنون صبای مشک شم آرد برون خیل و حشم

لؤلؤ برافرازد علم همچون ابر در آرد ز نم

چون بر سمن ننهی قدم در باغ چون بجهد صبا؟

بر بوستان لشکر کشد مطرد به خون اندر کشد

چون برق خنجر بر کشد گلبن‌وشی در بر کشد

بلبل ز گلبن برکشد در کله‌ی دیبا نوا



[460] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/06/19 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 09:23 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , طنز , هجو و هزل ,

هر طنزی خنده دار است، اما هر نوشته خنده داری طنز نیست. ممکن است هجو، هزل و یا فکاهه باشد. قدمای ما با آنکه معنی طنز و فکاهه را می دانسته اند، از آنها به عنوان شکل های ادبی نام نبرده اند. آنان مضاحک را در دو شکل هجو و هزل تعریف کرده اند. کاشفی سبزواری پا فراتر نهاده و در بدایع الافکار فی صنایع الاشعار، مطایبه را هم تعریف کرده است. از نظر او مطایبه، هزلی است معتدل، که ما امروز آن را فکاهه می نامیم. در تعاریف قدما، هجو در برابر مدح قرار گرفته است و هزل در برابر جد. هر اصطلاحی را با ضد آن بهتر می توان شناخت و تعریف کرد. می توانیم چهار اصطلاح هجو، طنز، هزل و فکاهه را به عبارت امروز، این طور تعریف کنیم:

هجو : یعنی به تمسخر گرفتن عیبها و نقصها به منظور تحقیر و تنبیه از روی غرض شخصی و آن ضد مدح است.

طنز : یعنی به تمسخر گرفتن عیبها و نقصها به منظور تحقیر تنبیه، از روی غرض اجتماعی و آن صورت تکامل یافته هجو است.

هزل : یعنی شوخی رکیک به منظور تفریح و نشاط در سطحی محدود و خصوصی و آن ضد جد است.

فکاهه : یعنی شوخی معتدل به منظور تفریح و نشاط در سطحی نامحدود و عمومی و آن صورت تکامل یافته هزل است.
 به عبارت دیگر: طنز هجوی است از روی غرض اجتماعی فکاهه هزلی است دارای جنبه عمومی به طوری که از این تعریفها بر می آید در هجو و طنز، نیش وجود دارد و در هزل و فکاهه، نوش. به عبارت دیگر خنده هزل و فکاهه، نوشخند است و خنده هجو و طنز، نیشخند.

[251] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/06/11 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 15:10 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , سیف فرغانی , قصیده , هجو و هزل ,

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تاثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی
این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد
آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان خوهم که به نیکی دعای سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد


[338] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/06/8 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 14:05 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , طنز , هجو و هزل ,

طنز از اقسام هجو است و فرق آن با هجو این است که آن تندی و تیزی و صراحت هجو در طنز نیست وانگهی در طنز معمولاً مقاصد اصلاح طلبانه و اجتماعی مطرح است. طنز کاستن از کسی یا چیزی است به نحوی که باعث خنده و سرگرمی و تحقیر شود. بین طنز و کمیک بودن فرق نهاده اند و گفته اند که در کمدی خنده به خاطر خنده مطرح است اما در طنز خنده برای استهزاء کردن است یعنی وسیله است نه هدف. در طنز کسی که مورد انتقاد قرار می گیرد ممکن است بیرون از اثر ادبی باشد. او ممکن است یک فرد خاص باشد یا یک تیپ یا یک طبقه یا ملت و حتی یک نژاد. گاهی کسانی که دعوی اصلاح مفاسد اجتماعی و تهذیب اخلاق انسانی داشته اند از طنز استفاده کرده اند و آثار عبید زاکانی در این زمینه مشهور است و شاعران بزرگ دیگر ما نیز در خلال آثار خود از طنز غافل نمانده اند که به عنوان نمونه سعدی و حافظ را می توان نام برد. منتقدان فرنگی ساتیر را به دو نوع رسمی یا مستقیم و غیررسمی و غیر مستقیم تقسیم کرده اند. در طنز مستقیم سخنگو اول شخص است. این "من" ممکن است مستقیماً با خواننده سخن بگوید یا با کسی دیگر که در آن اثر بی مطرح است و اصطلاحاً حریف نامیده می شود. کار این "پهلوان پنبه" شرح و بسط و توضیح و تفسیر طنزهای سخنگو است. در طنز مستقیم دو نوع اثر معروف است که از اسم طنزنویسان معروف رومی هوراس Horace و جوونال گرفته شده است. در طنز هوراس سخنگو فردی مودب و زیرک است که با طنزهایش بیشتر باعث سرگرمی است و کمتر باعث خشم و رنجش می شود. زبان او نرم و ملایم است و گاهی خودش را به مسخره می گیرد (مثل طنزهای حافظ) در طنز جوانی Juvenalina Satire است. در این شیوه گروهی از شخصیت های وراج، پرحرف که فخرفروش و متفاضل اند و نمایندگان محله های مختلف عقیدتی و فلسفی محسوب می شوند، طی مکالمات و بحثهای گسترده ای (که معمولاً در یک مجلس صورت می گیرد) عقاید و آراء و نقطه نظرهای روشنفکران دیگران را به نفع خود به باد انتقاد و مسخره می گیرند. کاندید ولتر از این قبیل است. در ادبیات فارسی طنز هم به شعر است و هم به نثر و در هر دو صورت قطعات کوتاه ادبی است مگر در دوران معاصر که به وسیله غربیان داستان های بلند مبتنی بر طنز پدید آمده است مانند طنز نویس معروف ایرج پزشک زاد، بزرگترین طنزنویس قدیم ما عبید زاکانی است که از او آثاری به نظم و نثر مانده است و طنز نویس بزرگ معاصر علی اکبر دهخدا صاحب چرند و پرند است. در آثار ایرج میرزا هم قطعات درخشان از طنز به جا مانده است.

[250] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/06/6 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 15:07 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
گزارش تصویری
آخرین عناوین مطالب
گوناگون از ادبیات
جلسات‌حافظ شناسی الهی‌قمشه‌ای:

    1 2 3 4


ضرب المثل دونی

عهد بوق
حقه بازی
چشم زخم
حاتم بخشی
کینه شتری
مسیحا نفس
صبر ایوب
خاک بر سر
پارتی بازی
حاشیه رفتن
آب زیر کاه
کلاه شرعی
کلاه گذاشتن
کن فیکون شد
مرغ تخم طلا
آش شله قلمکار
مدینه ی فاضله
شق القمر کردن
ماستمالی کردن
خیمه شب بازی
حمام زنانه شدن
خروس بی محل
حرف مفت زدن
دود چراغ خورده
گنج قارون داشتن
مرغ از قفس پرید
کلک كسی را کندن
كلاهش پشم ندارد
چند مرده حلاجی ؟
دری وری می گوید
بارگهش را آب برده
دست از کاری شستن
دست از کاری شستن
خان شوری را فهمید!
چوب توی آستین کردن
من نوکر بادنجان نیستم
حکیم باشی را دراز کنید
دو قورت و نیمش باقی !
کلاهش پس معرکه است
دروازه را می توان بست
جرجیس را انتخاب كردن!
دنبال نخود سیاه فرستادن
خر من از کرگی دم نداشت
حرف را به کرسی نشاندن
دست کسی در حنا گذاشتن!
زاغ سیاه كسی را چوب زدن
آب دو نفر به یك جوی نرفتن
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
مثل كبك سر زیر برف كردن!
دروغ شاخدار ، شاخ در آوردن
به ترتیب الفبا :
الف تا ب (1)
ب (2)
پ ، ت‌ ، ج ، چ
 ح و خ
د
 
كلیه مطالب ، تصاویر و فایل های این پایگاه ادبی متعلق به « دبیرستان نمونه فرهنگ » می باشد . در صورت كپی برداری از مطالب عنوان « بزرگترین پایگاه ادبی » را درج فرمایید .
  CopyRight 2008-2010 ©
Email : SobhanMail@Ymail.com