تبلیغات
بزرگ‌تر‌ین پایگاه ادبی - مطالب مقالات
 
امكانات
دانلود , دانلود فیلم , دانلود فیلم تبلیغاتی , دانلود كلیپ احمدی نژاد , كلیپ موسوی , بزرگترین سایت دانلود
							, دانلود برتر , فیلم و كلیپ داغ , كلیپ ادبی , مطالب داغ ادبی , عضویت در خبرنامه , عضویت در بزرگترین سایت ,
							www.Adabiiat.com , سبحان عباسپور , سبحان عباس پور جست و جو در سایت , كد جستجو , كد جست و جو , لینك جستجو , لینك مستقیم , لینك غیر مستقیم , لینك فیلم ,
							كد فید , كد فید برنر , جست و جو در مطالب سایت , موتور جست و جو , بزرگترین موتور جست و جو ,
							www.Adabiiat.com , سبحان عباس پور , سبحان عباسپور , معرفی به 150 موتور جست و جو , ثبت آدرس در موتور جستجو فال , فال حافظ , تفأل , تفأل زدن , تفأل به حافظ , تفأل اینترنتی , فال امروز , فال روز , تاریخ فال گیری , رمل , رمالی , جادو , سحر , سبحان عباس پور , www.Adabiiat.com
سبحان عباسپور , سبحان عباس پور , www.Adabiiat.com , اتم , بمب اتم , انرژی هسته ای , Iran Nuclear Program , 
							بمب اتم , ساخت بمب اتم , ساخت بمب دستی , اتم مطالب سایت , مطالب اتمی , مقالات هسته ای 	RSS , Feed RSS , Post Feed , Posts Feed , Post Feeds , Blog Feed , Site Feed , Sobhan Abbaspour , www.Adabiiat.com , Feed Burner , Farsi Feed , Feed reader , Feed Reader Code , Google Reader Subscription , Adabiiat.com Feed , آر اس اس , آر اس اس مطالب سایت , نمایش آر اس اس , كد نمایش آر اس اس , كد فید خوان مطالب ارسال به یاهو , ارسال به یاهو مسنجر و و , ارسال مطالب داغ , مطالب داغ اینترنت , گلچین مطالب داغ , یاهو مسنجر , دانلود یاهو مسنجر , ورژن جدید یاهو , چت‌ آنلاین , چت روم فارسی , بزرگترین چت روم فارسی , ارسال مطالب داغ ادبیات , www.Adabiiat.com , مطالب داغ سبحان عباس پور

اندازه قلم :
افزایش | كاهش

اسلاید دبیران

تصویر قبلی |

 تصویر بعدی

اشعار شاعران
در این قسمت بر اساس علاقه‌ی خود نام شاعری را انتخاب كنید تا به اشعار شاعر مورد نظر دسترسی پیدا كنید .
 

برندگان مسابقات
جایزه , مسابقه , مسابقه ادبی , مسابقه وبلاگنویسی , شركت در مسابقه , هر ایرانی یك ستاد , هر ایرانی یك جایزه , جوایز ارزنده , جوایز داغ ,  جوایز ارزشمند , جوایز نفیس , شركت در مسابقه , بزرگترین مسابقه , به روز ترین , بهترین , بزرگترین , ترین ها , مسابقات , مسابقه اینترنتی , مسابقه آنلاین , مسابقه سایت , دریافت آنلاین
آقای مهرزاد ( 15 امتیاز )
آقا مهدی ( 10 امیتاز )
آقای شاه بیك ( 10 امتیاز )
ستاره خانم ( 5 امتیاز )
آقای نوری ( 5 امتیاز )
آقای رضایی  ( 5 امتیاز )
آقا پویان  ( 10 امتیاز )
آقای بایگان  ( 5 امتیاز )
(به روزشده : 23 فروردین)
* هر پاسخ درست = 5 امتیاز
* حد نصاب جایزه = 30 امتیاز
گزارش سایت
الف) شناسنامه
تأسیس : 1فروردین 1388
هدف تأسیس : گسترش رونق ادبیات در فضای مجازی
سال 88 : سال آغاز
سال 89 : سال شكوفایی
بازتاب های بیرونی :
بیا تو بندر ، آفتابگردون
حامی مالی : دبیرستان نمونه فرهنگ
ب) آمار و ارقام
تعداد دامین : 1 عدد
Adabiiat.com
تعداد نویسنده : 2 نفر
سبحان عباس پور
پوریا سرهنگ پور
دفعات تعویض قالب : 5 بار
اردیبهشت ، مرداد ، مهر ، آذر و اسفند 88
تعداد تبلیغات پذیرش شده :
2 عدد
mihanpatogh.com
gorganet.org

مورد دان شدن سایت :
1 مرتبه / آبان 88
مورد هك شدن دامین :
1 مرتبه / بهمن 88
تعداد نظرسنجی ها سایت : 12 عدد
پ ) بازدیدها
امروز:
دیروز :

این ماه :

ماه قبل :

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : مكاتب ادبی , ادبیات فارسی , مقالات ,

«ویكتورهوگو»، نویسنده بلند آوازه و پر اقتدار رومانتیك فرانسوى است. براى فرانسوى ها و شاید اغلب اروپائیان، هوگو ، سمبول رومانتیك گرایى و در عین حال حقیقت جویى است. او علاوه بر این كه شاعر، نویسنده، نمایشنامه نویس و مترجم توانا و صاحب شهرتى است، سیاستمدار شاخصى هم بود. هوگو یك انقلابى جمهورى خواه بود كه پس از انقلاب سال ۱۸۴۸ فرانسه و تشكیل جمهورى دوم در این كشور، به عضویت پارلمان درآمد. شاید كمتر كسى باشد كه اسم ویكتور هوگو را نشنیده باشد و با ۲ كار تاریخى او آشنا نباشد؛ «بینوایان» و «گوژ پشت نوتردام» كه هر دو بعد از آنكه بارها و بارها به تصویر كشیده شدند، به اثرى كلاسیك و افسانه اى ماندگار بدل شده اند. هوگو همیشه به خاطر فحوا و مضمون آثارش، مورد حمایت و ستایش جمهورى خواهان چپ بوده است. آثار او باز تابنده و ترسیم كننده فقر و رنج هاى زمان است كه از پس سیاست مدرن بروز مى كند. كتاب «مجازات» او اعتراضیه اى شدید الحن بر ضد وضعیت موجود زمانش و پیامدهاى ناگوار دنیاى مدرن است. هوگو در سال ۱۸۲۷م با مقدمه اى كه بر درام «كرامول» (Cromwell) خود نوشت، در واقع یكى از بیانیه هاى مكتب رمانتیسیسم را ارائه كرد و سپس در سال ۱۸۳۰ با انتشار درام معروف خود به نام «نبرد ارنانى» (Hernani) این جنبش فكرى- هنرى را به اوج خورد رساند. در این نمایشنامه هوگو با اعتراض بر حفظ وضع موجود، صریح و با اقتدار عقاید و مبانى بنیادین كلاسیك ها را به زیر سؤال برد. وى سرانجام در سال ۱۸۸۵م در سن ۸۳ سالگى چشم بر وضع موجود بست. در مراسم او ۲ میلیون نفر به خیابان هاى پاریس آمدند و این فقدان را عزا گرفتند. گفته مى شود بعد از این واقعه هرگز چنین حضورى در فرانسه شكل نگرفت و این نشان از تأثیر گذارى و منشأ اثر بودن نظامى دارد كه او نمایندگى اش را برعهده داشت. از آنجایى كه ویكتور هوگو در دوره اى طولانى سرپرستى گروهى رمانتیك به نام «سناكل» (Cenacle) را در فرانسه برعهده داشت، روز تولد او را دستمایه اى قرار دادیم تا به مبانى فكرى، فلسفى و اجتماعى، سیاسى جنبش رمانتیسیسم بپردازیم. از نیمه دوم قرن هجدهم تا نیمه هاى قرن نوزدهم، در تاریخ اروپاى غربى جنبش فكرى- هنرى قابل شناسایى است كه به جریانى بلند آوازه بدل شد جنبشى كه برآمده از مدرنیته اما در اعتراض به نظام بنیادین آن بود. این جنبش كه رمانتیسیسم Romantisicme نامیده مى شد در واقع واكنشى بود به مدرنیته از درون خود مدرنیته. اگر عصر روشنگرى را نقطه اوج مدرنیته بدانیم كه بر ستون هاى عقل و خرد بنا شده بود، رمانتیسیسم خرد عصر روشنگرى را به زیر سؤال مى برد و نظم و سامان دنیاى مدرن را به چالش مى كشید و بنیاد عقل گرایى و امید غرور آمیزش را بى فروغ مى كرد. امید به اینكه هیچ چیز از دسترس عقل به دور نیست. برجسته ترین ویژگى این جنبش، نگرشى بود سرشار از شور و احساس نسبت به زندگى در برابر نگاه سرد و عقلانى و ریاضى وار اندیشمندان عصر روشن اندیشى نسبت به انسان و طبیعت و جامعه.

دنباله‌ی مقاله را در ادامه‌ی مطلب بخوانید ... >>

ادامه مطلب
[411] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/08/16 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 08:06 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مقالات , نظامی , عاشقانه , مثنوی ,

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Nezami.bmp

بخش اول :

عشق

نگاهی به شخصیت زن در آثار نظامی

نظامی عشق را می‌سراید. او با مجنونِ بادیه‌نشین و خسرو پرویز شاه ایران دو نوع عشق را تجربه می‌کند و از میان این دو، تنهـا مجنون را عاشق‌پیشه می‌داند. زیرا مجنون به خواسته‌ی سرنوشت که همان جدایی‌ست تن در می‌دهد.

عشق لیلی و مجنون نمونه‌ی کاملی از یک عشق عذری‌ست، عشقی سراسر سوز و گداز؛ ناله‌های بی‌امان مجنون و گریه‌های جگرسوز لیلی.

عشقی توأم با محرومیت؛ همین محرومیتِ خودخواسته است که قیس عامری را مجنون می‌کند، زیرا بیماری عشق را علاجی جز وصال نیست. اما داستان خسرو و شیرین حقیقتی‌ست که با وجود فراز و فرودهای دشوار سرانجام به واقعیت می‌رسد.

در لیلی و مجنون می‌خوانیم که باد صبا و نسیم صبح و خاک بیابان یادآور لیلی‌اند.

 

وان‌گه مژه را پرآب کردی
با باد صبا خطاب کردی
کی باد صبا به صبح برخیز
در دامن زلف لیلی آویز
از باد صبا دم تو جوید
با خاک زمین غم تو گوید

 

تمام عناصر طبیعی در این داستان عاشق دل‌خسته را به یاد معشوقِ دست‌نیافتنی می‌اندازند. این خصوصیت عشق عذری‌ست، چراکه در این نوع دل‌داده‌گی همیشه زنان آن‌قدر آرمانی‌اند که دست‌نیافتنی می‌شوند.

مجنون که مایه‌ی ننگ خاندان و مورد طعن و تمسخر جوانان است از زندگی میان افراد کناره گرفته راه دشت و بیابان در پی می‌گیرد. او درمیان وحوش و درنده‌گان روزگار می‌گذراند و یاد لیلی می‌کند.

غیرت و مردسالاری در این داستان در اوج است. در دیداری که لیلی با هزاران نیرنگ و نثار کردن گوش‌وارهای گران‌بهای خود ترتیب می دهد، می‌خوانیم که مجنون از روی غیرت و مردانه‌گی به لیلی نزدیک هم نمی‌شود. و در جایی دیگر هنگامی که مجنون مشاهده می‌کند که کودکان روی درختی نام لیلی و مجنون را در کنار یک‌د یگر حک کرده‌اند، با ناخن نام لیلی را می‌زداید.

مردانِ قبیله‌ی لیلی نیز که به خاطر عشق سودایی مجنون خود را تحقیرشده می‌دانند، تصمیم به قتل مجنون می‌گیرند، اما ...

در عشق چه جای بیم تیغ است
تیغ از سر عاشقان دریغ است
عاشق ز نهیب جان  نترسد
جانان طلب از جهان نترسد

 

نظامی در پایان لیلی و مجنون، آنان را در زمره‌ی شهدا می‌داند و مقام آنان را در نزد خداوند ارج می‌نهد، چراکه عاشق شدند و در این راه تا پایان جان ایستاده‌گی کردند؛ یادآور حدیث معروف: «من عشق و کتم ثم مات، شهیدا.» به این معنا:

هرکس عاشق شود و در راه عشق عفت ورزد و کتمان کند، پس بمیرد، شهید است.

عشق لیلی و مجنون نمونه‌ی کاملی از یک عشق عذری‌ست، عشقی سراسر سوز و گداز؛ ناله‌های بی‌امان مجنون و گریه‌های جگرسوز لیلی.

این گونه است که شهید شدن در راه خدا چندان هم آسان نیست. با وجودی که خسرو و شیرین هم جان بر سر عشق می‌گذارند و از دنیا می‌روند، اما شهید محسوب نمی‌شوند، چون با سرنوشت سر سازگاری ندارند. مجنون و پدرش یک بار به خواست‌گاری لیلی می‌روند و پاسخ منفی می‌شنوند و از آن پس مجنون تن به تقدیر می‌سپارد.

 

زنان

در خسرو و شیرین، زنان حاکم و فرمان‌روایند. مهین بانو و شیرین هر دو حاکمانی باتدبیر و هوش‌مندند:

 

زنی فرمان‌ده‌ست از نسل شاهان

شده جوش سپاه‌اش تا سپاهان

همه اقلیم ارّان تا ارمن

مقرر گشته بر فرمان آن زن

ز مردان بیش دارد سُترگی

مهین بانوش خوانند از بزرگی

 

مهین بانو علاوه بر مکنت و قدرت از هوش و درایت بالایی هم برخوردار است. او همان است که شیرین را از عشق خسرو بیم می‌دهد:

تو گنجی سر به مهری نابه‌سوده

بد و نیک جهان ناآزموده

جهان نیرنگ‌ها دارد نمودن

به دُر دزدیدن و یاقوت سودن

نباید کز سر شیرین زبانی

خورد حلوای شیرین رایگانی

فرو ماند تو را آلوده‌ی خویش

هوای دیگری گیرد فرا پیش

 

گویی از زمان حیات نظامی، قرن شش هجری، تا به امروز تغییر چشم‌گیری در نحوه‌ی تفکر و زنده‌گی ما رخ نداده است. ام‌روز هم اگر مردی هرچند عاشق و دل‌خسته بر دختری که بارها اعتراف کرده از اعماق جان دوست‌اش دارد، دست یابد، هیچ تضمینی وجود ندارد در آینده بر عهد خویش استواری کند، هرچند فاتح اولیه خود او باشد.

مهین بانو نکته‌ی مهم دیگری را هم به برادرزاده گوش‌زد می‌کند:

 

چنان‌ام در دل آید کاین جهان‌گیر

به پیوند تو دارد رای و تدبیر

گر این صاحب‌جهان دل‌داده‌ی توست

شکاری بس شگرف افتاده‌ی توست

 

آری، خسرو پرویز صاحب یکی از سه امپراتوری بزرگ جهان است. چه گونه می‌توان از او به راحتی در گذشت؟

 

چو شیرین گوش کرد آن پند را گوش

نهاد آن پند را چون حلقه در گوش

که گر خون گریم از عشق جمال‌اش

نخواهم شد مگر جفت حلال‌اش

نگاهی به شخصیت زن در آثار نظامی

شیرین تا پایان بر عهدی که با مهین بانو بسته استواری می‌کند. او بارها توسط خسرو به خلوت کشانیده می‌شود، اما همیشه به دل «آری» و به لب «نه» می‌گوید. او در پاسخ خسرو چنین می‌گوید:

 

مجوی آبی که آب‌ام را بریزد

مخواه آن کام کز من بر نخیزد

کزین مقصود بی مقصود گردم

تو آتش گشته‌ای من عود گردم






كلید واژگان كلید واژه : نظامی , نظامی گنجه ای , نظامی گنجوی , اشعار نظامی , شاعر مثنوی سرا , مثنویات , اشعار زیبا , زن در ادبیات فارسی , شخصیت زن , ادبیات پارسی , اشعار پارس , خسرو و شیرین , لیلی و مجنون , هفت پیکر , شرف نامه , خردنامه , مخزن الاسرار ,
[595] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/07/16 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 14:33 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مقالات , هجو و هزل , طنز ,

امروزه معمولاً وقتی از نشریات « شوخ طبع و فکاهی انتقادی » نام می بریم ، بدون در نظر گرفتن روش خاص این گونه نشریات ، واژه ی طنز را در تمامی موارد به کار می بریم . اگر چنین برداشتی درست باشد و همه ی این گونه نشریات را بتوان زیر عنوان طنز جای داد ، طبعاً ما در بررسی خود مقولاتی چون شوخی ، فکاهی ، هزل ، هجو و گونه های دیگر شوخ طبعی را نخواهیم داشت . به این جهت در ابتدا اشاره کنیم که واژه طنز که امروزه به طور وسیعی به کار برده می شود ، تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، مورد استفاده ی هیچ نشریه ی شوخ طبعی قرار نگرفته . به طور ساده هیچ نشریه ای روش خود را « طنز » ذکر نکرده .

با بررسی تاریخ مطبوعات در ایران از چند دهه پیش از پیروزی انقلاب مشروطه تا یک دهه بعد از پیروزی ، درخواهیم یافت که در این سال هاست که هر نشریه ای برای کسب مجوز ناچار باید روشی و به اصطلاح آن روزها ، مسلکی را برای نشریه خود برگزیند و در آن چارچوب« مسلکی » نشریه را منتشر کند ؛ مثلاً روش علمی ، روش ورزشی یا سیاسی ، اخلاقی و ...

تا قبل از پیروزی انقلاب مشروطه چند نشریه ای که بخشی از نوشته های خود را به مطالب غیرجدی اختصاص می دادند ، روش خود را « انتقادی » می نامیدند . چند ماه مانده به پیروزی انقلاب مشروطه ، هفته نامه ی ملانصرالدین در باکو منتشر می شود . بخشی از مطالب و کاریکاتورهای این نشریه مربوط به وقایع ایران است . این شیوه مورد استقبال روشنفکران آن زمان ایران هم قرار می گیرد و در نتیجه تاثیر خود را بر نشریات سال های اول پیروزی انقلاب مشروطه می گذارد . به این جهت این نشریات بعضاً در روش خود واژه « کاریکاتوری » را هم اضافه می کنند . به این ترتیب در نشریاتی که به روش انتقادی از پیروزی انقلاب مشروطه تا کودتای محمدعلی شاه به اسامی قاسم الاخبار ، آذربایجان ، تشویق ، زشت و زیبا ، سلام و علیکم ، ملاعمو ، صوراسرافیل ، کشکول ، آیینه غیب نما ، تنبیه ، نسیم شمال ، خیرالکلام ، استبداد و اصفهان منتشر می شدند ، مطلقاً از واژه ی طنز استفاده نشده ، بلکه همگی آن ها خود را نشریاتی انتقادی ، فکاهی ، مصور ، کاریکاتوری و بعضاً اخلاقی و ... معرفی کرده اند . این روش به صورت یک سنت تا پیروزی انقلاب اسلامی هم ادامه داشت . طی این مدت طولانی چه در نشریات دوره احمدشاه قاجار و چه پهلوی اول یا پهلوی دوم ، حتی در اوج انتشار این گونه نشریات هم هیچ کدام واژه طنز را برای روش خود به کار نبردند . حتی نشریات مشهوری چون توفیق ، باباشمل ، چلنگر و حاجی بابا . این موضوع تا انتشار مجله « کاریکاتور » دولو در سال های 1347 تا 1357 هم ادامه یافت . این مجله هفتگی هم روش خود را سیاسی _ فکاهی تعیین کرده بود .

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، کم کم واژه طنز مورد توجه نشریات فکاهی انتقادی قرار گرفت . اولین نشریه ای که به طور مشخص روش خود را طنز اعلام کرد ، مجله « طنز و کاریکاتور » جواد علیزاده بود . علیزاده اولین شماره این مجله را در دی ماه 1369 منتشر کرد و روش مجله را « ورزشی ، اجتماعی و طنز » اعلام کرد . هفتگی گل آقا نیز واژه ی طنز را به کار نبرد . در اولین شماره هفتگی گل آقا ، روش مجله به صورت « اجتماعی ، انتقادی ، سیاسی و ... گل آقایی » ذکر شده . در ماهنامه ی گل آقا در سال 1370 و سال نامه ی گل آقا در 1371 روش این نشریات را « ادبی ، اجتماعی و طنز » نام می برد . بعد از این نشریات دیگر ، معمولاً بدون در نظر گرفتن آن چه را منتشر می کردند ، واژه ی طنز را به معرفی روش خود افزودند از جمله مجله « ملون » و « طنز پارسی » و ...

                                                                     بقیه در ادامه ی نوشتار ...


ادامه مطلب

كلید واژگان كلید واژه : مقاله , فكاهیات , طنز , هجو , هزل , تاریخچه ,
[479] پست شده توسط « پوریا » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/07/14 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 09:30 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مقالات , نقد , مولوی ,

به دلیل عظمت جای گاه مولوی در عرصه ی فکر و هنر ایرانی – اسلامی و اهمیت جهان بینی خاص او، بررسی و تحلیل مقام زن در اندیشه ی وی موضوعی قابل شمرده می شود. شخصیتی چنین موًثر و بنیان گذار در عرصه ی دانش بشری کم نظیر است. مرتبه ی استادی مولانا پیش از مقام شاعری اوست و در واقع مولانا اول صاحب نظر است و دوم شاعر. بنابراین نگاه ویژ ه ای که به جهان و انسان دارد نیز قابل اهمیت است. با توجه به کلمات شفاف و رسای مولانا مخصوصاً در مثنوی واضح است که در نزد او زنان بهره ی درخوری از کمال ندارند و ارزیابی او از آن ها کاملاً منفی است. اما برای پی بردن به نظرات و عقاید مولانا در مورد زنان نمی توان تنها بر بنیان ظواهر، حکایات و تمثیلات حکم راند که در این صورت داوری آگاهانه نخواهد بود . اگر به این نکته یقین داشته باشیم که گردآوری مطالب مثنوی جوششی – الهامی بوده است و نه تاًلیفی ، لذا روح و رنگ و گفتار مثنوی تناسب با نوع حال و نگرش آن زمان گوینده دارد و گرایش‌ها و نگرش‌ها در هر زمان خواسته و ناخواسته بر اثر موًثربوده اند . این که بر پایه ی ظواهر الفاظ قضاوت کرده و در جای مولانا سخن گفت قابل تاًمل است. مولانا هرگز خود را اسیر بندهای دست و پا گیر الفاظ و قیود کلام نکرده است. شخصیت های بیشتر حکایات او تخیلی بوده و حقیقی نیستند و آن چه مقصود نهایی است نتیجه ی اخلاقی – عرفانی است که از داستان حاصل می شود.
گر حدیثت کج بود معنیت راست آن کجی لفظ مقبول خداست

اگر به این باور یقین داشته باشیم که اندیشه ها و افکار ما تناسب تنگا تنگی با زمانه دارد و در ظرف اجتماعی که در آن زندگی می کنیم شکل می گیرد، بزرگان هم از این قاعده مستثنی نبوده اند. آن ها نیز فرزندان زمانه ی خود بودند و اگرچه از سطح اجتماع خود بالاتر آمده و پاک تر می دیدند، اما رنگ و بوی روزگار خود را داشتند. آرای ما با تلقی ها و رسوم زمانه ی ما بی ربط نیست و شئون گوناگون اجتماعی که در آن زندگی می کنیم، بر نظرات ما اثر می گذارد، چنان که در آثار مولانا نمونه های بسیاری می بینیم. حتی دانشمندانی چون ملاصدرا و ملا هادی سبزواری نیز نظری این گونه داشته و زنان را در زمره ی حیوانات آورده اند که برای نکاح شایسته اند ، یا بسیاری از شاعران و دانشمندان و سخنوران دیگر که این گونه فکر می کرده اند. امروزه که زنان در هر عرصه پا گذاشته و توانایی خود را به اثبات رسانیده اند، ایده ی گذشتگان که زنان فرع بر مردانند و برای ایشان خلقت یافته اند پذیرفته نیست. البته باید اذعان داشت یکی از علل عدم بروز قابلیت های زنان در اعصار گذشته ممنوعیت و محدودیتی بود که از جانب مردان بر ایشان تحمیل می شد.

در نزد مولانا روح زن و مرد بر نمی دارد، زنی و مردی از عوارض روح اند. او روح را از مرد و زن برتر می داند.

لیک از تانیث جان را باک نیست روح را با مرد و زن اشراک نیست
از مونث وز مذکر برتر است این نه آن جان است کز خشک و تر است
این نه آن جان است کافزاید ز نان یا گهی باشد چنین گاهی چنان

مولانا معتقد است که زن در کنار سیم و زر از جاذبه های نیرومند طبیعت بشر است که خداوند آفریده و در آزمونی سخت، مرد را در معرض این جاذبه قرار داده است . او در این آزمون، گاه مجذوب خواسته های زمینی می شود که زن مصداق بارز آن است، گاه نور آسمانی جانش را می رباید و در این کشاکش پرتلاطم، کشتی وجودش را خود به سوی نجات یا نابودی نهایی می پیماید:
گاهی نهد در طبع تو سودای سیم و زر و زن گاهی نهد در جان تو نور خیال مصطفی
اینسو کشان سوی خوشان وان سو کشان با ناخوشان
یا بگذرد یا بشکند کشتی دراین گرداب ها


ادامه مطلب
[308] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/06/26 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 16:33 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مقالات , مولوی ,

صورت زیبای ظاهرهیچ نیست
ای برادر سیرت زیبا بیار
مثنوی، شاهکار عرفانی قرن هفتم واز ستونهای چهارگانه ادب فارسی، ازمعدود آثار یست که درعین دیرینگی، ازبسیاری جوانب همچنان تازگی وطراوت خود را حفظ نموده است. زبان راوی، سادگی وبی پیرایگی لفظی، معنی ژرف وسهل وممتنع، بکارگیری قصه وثمیل وبه تبع آن، جهان شمول بودن این شاهکار جاوید ادب پارسی بدان تازگی بخشیده است که آنرا از بسیاری جوانب از جمله درساختار داستانی قابل بررسی ساخته است.

دراین مقاله بانگاهی کلی به داستانهای مثنوی، به بیان نوع ادبی قصه ها، ذکر برخی ویژگیهای ساختاری وبالاخره بررسی اهم عناصرداستانی درآنها خواهیم پرداخت.

1-موضوع قصه های مثنوی: داستانها ازدیدگاه محتوا، موضوع وروح حاکم برآنها، انواع گوناگونی می یابند که از آن جمله است ؛ داستانهای واقعی، داستانهای تمثیلی، داستانهای رمزی، داستانهای طنزآمیز، داستانهای وهمی – جادویی، داستانهای رئالیسم جادویی، داستانهای حادثه پردازانه، داستانهای عاشقانه، داستانهای عارفانه، داستانهای سیاسی – اجتماعی، داستانهای اساطیری، داستانهای حماسی، داستانهای عامیانه، داستانهای رزمی، داستانهای حکمی – اخلاقی، داستانهای فلسفی، داستانهای قرآنی وداستانهای دینی.
از این میان، قصه های مثنوی عمدتا حول محورچهارموضوع ؛ یعنی قصه های عارفانه، قصه های حکمی، قصه های قرآنی وقصه های تمثیلی می گردد.
بیشتر قصه های مثنوی از جنبه ای عرفانی سرشار است. شاعر قصه را ن از جهت ارائه نوع وشیوه پرداخت داستان بلکه باعنایت به لایه های پنهانی قصه ومفاهیم عرفانی آن سروده است. دراین معنی قصه دارای یک روح ویک جسم است، جسم آن مرئی وروح آن پنهان ودیرباب است وبه آسانی دریافت نمی شود:

گربگویم شمه ای زان نغمها
جانها سربرزنند از دخمها
گوش را نزدیک کن کان دورنیست
لیک نقل آن بتودستورنیست
(دفتر اول، بیتهای 1982 و 1929) [1]

ادامه مطلب را بخوانید

ادامه مطلب
[304] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/06/15 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 17:10 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مقالات , مولوی , نقد ,

این مقاله بر آن است با نگاهی اجمالی و با تاكید بر وجوه تشابه، مقوله مرگ را به طور تطبیقی در نهج‌البلاغه علی(ع) و مثنوی معنوی مولوی مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد.

مولوی نیز، در خیل بی‌شمار عالمان و فرزانگانی قرار می‌گیرد كه از خوان گسترده دانایی، دارایی و پارسایی علی(ع) به‌ویژه نهج‌البلاغه بهره كافی و وافی برده است.

اگر چه رویكرد محوری نهج‌البلاغه و مثنوی معنوی متفاوت به نظر می‌رسد اما وجوه تشابه قابل توجهی نیز به چشم می‌خورد كه دربرگیرنده دیدگاه‌های مشترك و مشابه‌ این دو بزرگ در مواجهه با مقوله مرگ است. ما در این مقال سعی خواهیم كرد به ذكر پاره‌ای از این مشابهت‌ها به صورت موضوعی بپردازیم.

امام علی(ع) در چند فراز نهج‌البلاغه تصویری كلی و مجرد از مرگ می‌پردازد و پدیده مرگ را فی‌نفسه، حامل پاره‌ای از ویژگی‌های گریز‌ناپذیر معرفی می‌كند. امری كه در مثنوی معنوی، نیز دیده می‌شود مثلا در خطبه(221) می‌خوانیم: مرگ ویرانگر لذت‌های شما و تیره‌كننده خواهش‌های نفسانی شماست. اما در عین حال، و به طور مصداقی مواجهه دنیاپرستان و پرهیزگاران را با مرگ متفاوت توصیف می‌كند.

شوق مرگ

امام علی(ع) هر گاه كه از جهاد و شهادت در راه خدا سخن می‌گوید بی‌تابانه و مشتاقانه آرزومند آن است كه مرگ را در آغوش بكشد حتی یاران و لشكریانش را نیز برای گام نهادن در این طریق و انتخاب مرگ با عزت تهییج و تشویق می‌كند.ابتدا این شور و اشتیاق را در زبان حال و قال امام به نظاره می‌نشینیم و سپس به سخنان او در خطاب به یاران و همراهانش می‌پردازیم.

در خطبه (5) نهج‌البلاغه، علی‌(ع) در خطاب به آن‌دسته از مسلمانان كه علت سكوت امام(ع) را در برابر انحراف سقیفه، به خاطر ترس از مرگ می‌پنداشتند فرمودند: چه دورند از حقیقت؛ آیا پس از آن همه‌ جانبازی در عرصه پیكار، از مرگ می‌ترسم؟ به‌خدا سوگند دلبستگی پسر ابوطالب به مرگ از دلبستگی كودك به پستان مادر بیشتر است.

در خطبه (122)، آنجا كه به هنگام نبرد در جنگ صفین خطاب به سربازانش سخن می‌گوید پس از آنكه مرگ را فرجام همه آدمیان قلمداد می‌كند و گرامی‌ترین مرگ‌ها را كشته‌شدن در راه خدا معرفی می‌كند، احساس خود را برای مرگ در راه خدا این‌چنین بیان می‌كند: سوگند به كسی كه جان پسر ابوطالب در دست اوست كه تحمل هزار ضربت شمشیر بر من آسانتر است كه از مردن در بستر.

در نامه(23) نهج‌البلاغه، اما آن هنگام كه در آستانه شهادت قرار می‌گیرد، مرگ را مهمانی ناخوانده و نامبارك نمی‌داند كه به ناگاه بر او تاختن آورده است بلكه همواره خود را آماده و تشنه مرگ یافته است:

به خدا سوگند چون بمیرم، چیزی كه آن را ناخوش دارم، به سراغم نخواهد آمد یا كسی كه دیدارش را نخواسته باشم بر من آشكار نخواهد شد. من همانند تشنه‌ای هستم كه به طلب آب می‌رود و آب می‌یابد. آنچه برای خداوند است برای نیكان بهتر است.
در خطبه(51) پس از آن‌كه شامیان آب را بر امام و یاران او بستند، امام(ع)، ضمن آن‌كه، سپاهیانش را برای جنگی سلحشورانه برمی‌انگیزد تعبیر لطیفی از مرگ و زندگی حقیقی را بیان می‌فرماید:اگر مقهور شوید زندگیتان مرگ است و اگر پیروز شوید،
مرگتان زندگی است.

مولوی نیز در مثنوی، با التفات به نگره عرفانی، بی‌باك و دست‌افشان برای مرگ بی‌تابی می‌كند، چه این‌كه در پی آن، معشوق ازلی و ابدی را فراتر از حال و مقام عارفانه، برای همیشه در كنار خود و با خود خواهد یافت.
به طور كلی می‌توان علل نگاه شوق‌آمیز مولوی را به مرگ در نسبت‌های زیر دسته‌بندی كرد:

مرگ ارتقاء از درجه ادنی به مرتبه اعلاست:
مرگ كاین جمله از او در وحشت‌اند
می‌كنند این قوم بروی ریشخند
مرگ عروج از جهان فرودین به بهشت موعد است:
ای اجل، وی ترك غارت ساز ده
هرچه بردی زین شكوران، بازده
وارهد، ایشان بنپذیرند آن
زان كه منعم گشته‌اند از رخت جان
مرگ رهایی روح‌ از زندان طبیعت و وصول به اوج نیكبختی است:
و آنكه ایشان را شكر باشد اجل
چون نظرشان مست باشد در دول
تلخ نبود پیش ایشان مرگ تن
چون روند از چاه و زندان در چمن


ادامه مطلب
[307] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/06/12 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 17:28 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , تاریخ ادبیات , نقد , مقالات , مولوی ,

1. به دلیل فخامت جایگاه مولوى در عرصه فکر و هنر ایرانى - اسلامى و اهمیت جهان بینى خاص او بررسى و تحلیل مقام و موقع زن در اندیشه وى موضوعى قابل تأمل شمرده مى‏شود، شخصیتى چنین مؤثر و بنیان گذار در عرصه دانش بشرى کم نظیر است، رتبه استادى مولانا پیش از مقام شاعرى اوست، و در واقع مولانا اوّل صاحب نظر است و دوّم هنرمند، بنابراین نگاه ویژه‏اى که به جهان و انسان دارد نیز صاحب اهمیت خواهد بود.
به عقیده برخى با توجه به کلمات شفاف و برآفتاب افکنده مولانا - حداقل در مثنوى - واضح است که در نزد او زنان بهره درخورى از کمال ندارند و ارزیابى او از ایشان کاملاً منفى است. [1]
در پى آنیم تا مسئله را از منظر متفاوتى ببینیم و توجیه مستدل خود را نیز با خواننده گرامى در میان آوریم.
تنها نکته‏اى که راقم در سر و این نوشتار در دل دارد، رعایت غایت احتیاط در داورى ، و توجه به تکامل تاریخى دانش و بینش انسان‏ها (حتى فرهیخته‏گان) است. و به هیچ روى بر آهنگ همسان سازى نگرش‏ها نبوده است که به آراء صاحب مثنوى صورت مقبولى از تفسیر بخشد تا با ضوابط روزگار ما سازگار بیفتد و یا گَرد نقد از دامان مثنوى بروبد که چنین روفتن بر طبل جهالت کوفتن و چنین دفاع آب بر آسیاب شکست ریختن است.

این معارف که از خاکسارى درگاه بارى حاصل آمده، از چشمه زبانى دو زبان جوشیدن گرفته و از مجراى سماع مریدان جان‏هاى عطشناک را سیراب مى‏کرده است.
پس مثنوى تراوش روح و ذهن مولاناست، که در انتظار گوش هایى لایق بوده است تا "چنگ مثنوى " را "ساز" کرده احوال مستمعان را خوش کند، صدایى نجات بخش که اسیران طوفان را به "جزیره" مى‏خواند، "نفیرى " وصال طلب که روى خطاب با تمام "مرد و زن" دارد، و "دکان توحید" که بر سراچه بینش زده تا "صیقل ارواح" کند. 2. مثنوى کتابى است الهامى و نه تألیفى ، معانى و معارفى که بر جان مولانا فرود مى‏آمده و احوالى که بر او پدیدار مى‏شده در دیباى موقّر ابیاتى پرهنر درآمده مایه رشک ادیبان و اشک عارفان شده است.
گر شدى عطشان بحر معنوى ‏
فرجه‏اى کن در جزیره مثنوى ‏
فرجه کن چندان که اندر هر نفس‏
مثنوى را معنوى بینى و بس‏ [2]
o o o
ادامه مطلب را حتما بخوانید ... بسیار جالب است

ادامه مطلب
[305] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/06/6 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 12:13 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مقالات , فردوسی ,

مقدمه

 حماسه در لغت به معنای دلاوری و شجاعت است و در اصطلاح، شعری است داستانی با زمینه ی قهرمانی، قومی و ملی که حوادثی خارق العاده در آن جریان دارد. در ادبیات ایران، از یک دیدگاه، دو نوع منظومه ی حماسی می توان یافت1- منظومه های حماسی طبیعی و ملی2- منظومه های حماسی مصنوع.

منظومه های حماسی طبیعی و ملی

این منظومه ها عبارتند از نتایج افکار و علایق و عواطف یک قوم که در طی قرن ها تنها برای بیان عظمت و نبوغ آن قوم به وجود آمده است. این نوع حماسه ها سرشار از یاد جنگ ها، پهلوانی ها، جان فشانی ها و در عین حال، لبریز از آثار تمدن و مظاهر روح و فکر مردم آن کشور در قرن های معینی از دوران حیات ایشان است که معمولاً از آنها به دوره های پهلوانی تعبیر می کنیم. از این گونه منظومه های حماسی می توان شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم فردوسی را نام برد. در این منظومه شاعر به ابداع و آفرینش توجهی ندارد بلکه داستان های مدون کتبی یا شفاهی را با قدرت شاعرانه ی خویش نقل می کند.

منظومه های حماسی مصنوع

در این منظومه ها شاعر با داستان های پهلوانی مدون و معینی سر و کار دار ندارد بلکه خود به ابداع و ابتکار می پردازد و داستانی را به وجود می آورد. در این گونه داستان ها، شاعران آزادند با رعایت قوانینی که ناظر بر شعر حماسی است به دلخواه موضوع داستان خود را ابداع کنند و تخیل خودرا در آن دخیل سازند، از این دسته می توان ظفرنامه ی حمدالله مستوفی را برشمرد.

در ادامه توضیحات بیشتر را مطالعه بفرمایید


ادامه مطلب
[186] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/06/2 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 09:56 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , زبان فارسی , مقالات ,

!تعریف نقد و نقد ادبی

نقد در لغت به معنی « جدا کردن دینار و درهم سره از ناسره و تمیز دادن خوب از بد و بهین چیزی برگزیدن » است.
در اصطلاح ادب، تشخیص محاسن و معایب سخن و نشان دادن بد و خوب اثر ادبی است.


اهمیت و فایده ی نقد ادبی

 1 – نقد ادبی امکان درک نکته های بدیع و لطیف آثار را فراهم می کند در نتیجه خواننده می تواند از مطالعه ی آثار ادبی بهره و لذت ببرد.

2 – ارزش واقعی، آثار ادبی را آشکار می کند و مشخص می کند که رعایت چه قواعد و اصولی سبب شده تا اثری مورد قبول واقع شود و یا وجود چه عواملی سبب شده تا اثری مورد بی اعتنایی قرار گیرد.

3– نقد ادبی، مانع از آن می شود که گزافه گویان و مدعیان دروغین بتوانند آثار بی ارزش خود را به جویندگان و طالبان هنر عرضه کنند.

4 – نقد ادبی، وقتی مفید خواهد بود و ارزش و اهمیت دارد که دور از شایبه ی اغراض باشد.
5 – نقد ادبی، گذشته از این که سازنده و دارای اهمیت فراوان است گاهی خود،نوعی آفرینش هنری نیز محسوب می شود.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
[180] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/05/27 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 13:16 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مولوی , نقد , مقالات ,

مقدمه :

یوهان وُلفگانگ فون گوته در یادداشتها و رساله‏هایى که براى درک بهتر «دیوان غربى – شرقى» بر این اثر جاودانه نوشته است، مبحثى نیز درباره ترجمه و انواع آن دارد که در آن بیشتر به‌ترجمه آثار ادبى، به‌ویژه آثار منظوم، توجه داشته است. وى ترجمه آثار ادبى را به‌سه نوع تقسیم می‏کند.

در نوع اول، مترجم مى‏کوشد تا ما را در محدوده فهم و ادراک فرهنگیمان با محیط بیرون از این محدوده آشنا کند. براى این نوع ترجمه انتخاب نثرى ساده و روشن بهترین روش است زیرا سخن منثور با خنثى کردن همه ویژگی‌هاى صنعت شاعرى و حتى با کاستن از وجد و حال شاعرانه و آوردن آن به‌سطح فهم همگانى، زمینه آشنایى اولیه با آثار ادبى فرهنگ‌هاى دیگر را فراهم مى‏آورد و از این طریق بهترین خدمت را در حق ما انجام مى‏دهد. این نوع ترجمه ما را در میانه فرهنگ مألوف و مأنوس ملّیمان با ادبیات بیگانه و آثار فرهنگى ارزشمند و بى‏نظیر سرزمین‌هاى دیگر آشنا مى‏کند و در عین حال ما را چنان غافلگیر مى‏سازد و به‌شگفت وامى‏دارد که بى‏آنکه بدانیم چه بر ما گذشته است، نه تنها احساس خوشى به‌ما دست مى‏دهد، بلکه از قِبَلِ آن سود معنوى نیز نصیبمان مى‏شود. این چنین تأثیرى را ترجمه آلمانى مارتین لوتر از کتاب مقدس مسیحیان همواره بر خوانندگان خواهد گذاشت. گوته بر این باور است که اگر حماسه نیبلونگن نیز از همان آغاز به‌صورت نثرى خوب و روان ترجمه و منتشر مى‏شد و در دسترس همگان قرار مى‏گرفت، هم نفوذ و تأثیر آن در میان مردم بیشتر مى‏بود و از آن سود بیشترى به‌ما مى‏رسید و هم مى‏توانست معناى بى‏نظیر، پر اهمیت، شگفت و غریب زندگى سلحشوران و صلابت سرودهاى حماسى قرن 12 میلادى را با توانایى تمام به‌ما منتقل کند.

در نوع دوم، با اینکه مترجم خود را در وضعیت و حال و هواى فرهنگى خارجى قرار مى‏دهد تا از این طریق معناى بیگانه با فرهنگ خودى را دریابد. ولى به‌هنگام بازآفرینى متن، مى‏کوشد که همه دریافته‏هاى خود را در محدوده فرهنگ خودى به‌تصویر کشد. گوته این نوع ترجمه را سبک «تقلیدى - تعویضى» مى‏نامد و انجام آن را در توان انسان‌هاى ظریف و زیرک و باذوق مى‏داند. فرانسویان در این کار استادند و این نوع ترجمه را بیشتر براى برگردان آثار منظوم به‌خدمت مى‏گیرند. آنان نه تنها براى افکار و حالات درونى انسانها و اشیاء گوناگون، معنایی و معادلی مناسب مى‏آفرینند، بلکه براى نام هر «میوه‌ی غریبى»، چنان جایگزینى مى‏یابند که گویى همیشه در سرزمینشان مى‏روییده است.

گوته نوع سوم را آخرین و بالاترین و کاملترین نوع ترجمه مى‏نامد که در آن مترجم تمام تلاش و توانایى خود را به‌کار مى‏گیرد تا متن ترجمه‏اش همسان و همذاتِ با متن اصلى شود و در واقع اصل به‌بدل تغییر نکند، بلکه به‌جاى آن نشیند. مترجم در این حالت چنان در بطنِ فرهنگىِ متن فرو مى‏رود و با آن همسانى و همزبانى ایجاد مى‏کند که شاید بتوان گفت که اصالت فرهنگ ملّى خود را کمابیش رها مى‏کند و آخر کار متن سومى آفریده مى‏شود که البته موافق ذوق و مذاق همگان نیست و فهم و دریافت آن مستلزم سطح آموزشى - فرهنگى بالایى است. گوته اغلب ترجمه‏هاى محقق و مترجم اتریشى، یوزف فُن هامر - پورگشتال را از شاهکارهاى منظوم ادب فارسى در زمره این نوع ترجمه به‌شمار مى‏آورد و براى مثال از ترجمه ابیاتى از شاهنامه فردوسى یاد مى‏کند که هامر در «مجله یافته‏هاى شرق» منتشر کرده بود. ولى در عین حال توصیه مى‏کند که در ابتدا بهتر خواهد بود که آثارى چون شاهنامه و منظومه‏ها و مثنوى‏هاى نظامى گنجه‏اى به‌نثرى رسا و روان ترجمه شوند تا ما نخست با مطالعه داستانها و افسانه‏ها و اسطورهاى شرقى به‌طور کلى با آنها خو کنیم و اُنس و الفت گیریم و رفته رفته با خلق و خو و طرز فکر شرقیان آشنا شویم. سپس زمان آن فراخواهد رسید که ترجمه‏هاى منظومى از نوع دوم و در نهایت «ترجمه‏اى بین سطرى» (Interlinear) از نوع سوم در دسترس علاقه‏مندان قرار گیرد.

البته در اینجا شاید بی فایده نبود که نظرات گوته درباره‌ی مولانا را نیز بازگو می کردم؛ چرا که او در «یادداشتها و رساله‏هایى براى درک بهتر دیوان غربى – شرقى»، برداشت های خود را از شخصیت و شعر هفت سراینده نامدار پارسی زبان نیز به‌دست داده است: فردوسی، انوری، نظامی، جلال الدین رومی، سعدی، حافظ و جامی. اما از آنجا که آگاهی های او و همعصرانش، حداقل، از مولانا کم و ناقص بوده است، یادداشتهای او – گذشته از یک دو نکته جالب و جدل انگیز- از حدّ اشارات تاریخی فراتر نمی رود. ناگزیر برای امروزیان چنان دندانگیر نیست و من با همین اشاره از آن می گذرم.

* * *

اصل مقاله در ادامه مطلب ....

ادامه مطلب
[303] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/05/23 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 05:04 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
گزارش تصویری
آخرین عناوین مطالب
گوناگون از ادبیات
جلسات‌حافظ شناسی الهی‌قمشه‌ای:

    1 2 3 4


ضرب المثل دونی

عهد بوق
حقه بازی
چشم زخم
حاتم بخشی
کینه شتری
مسیحا نفس
صبر ایوب
خاک بر سر
پارتی بازی
حاشیه رفتن
آب زیر کاه
کلاه شرعی
کلاه گذاشتن
کن فیکون شد
مرغ تخم طلا
آش شله قلمکار
مدینه ی فاضله
شق القمر کردن
ماستمالی کردن
خیمه شب بازی
حمام زنانه شدن
خروس بی محل
حرف مفت زدن
دود چراغ خورده
گنج قارون داشتن
مرغ از قفس پرید
کلک كسی را کندن
كلاهش پشم ندارد
چند مرده حلاجی ؟
دری وری می گوید
بارگهش را آب برده
دست از کاری شستن
دست از کاری شستن
خان شوری را فهمید!
چوب توی آستین کردن
من نوکر بادنجان نیستم
حکیم باشی را دراز کنید
دو قورت و نیمش باقی !
کلاهش پس معرکه است
دروازه را می توان بست
جرجیس را انتخاب كردن!
دنبال نخود سیاه فرستادن
خر من از کرگی دم نداشت
حرف را به کرسی نشاندن
دست کسی در حنا گذاشتن!
زاغ سیاه كسی را چوب زدن
آب دو نفر به یك جوی نرفتن
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
مثل كبك سر زیر برف كردن!
دروغ شاخدار ، شاخ در آوردن
به ترتیب الفبا :
الف تا ب (1)
ب (2)
پ ، ت‌ ، ج ، چ
 ح و خ
د
 
كلیه مطالب ، تصاویر و فایل های این پایگاه ادبی متعلق به « دبیرستان نمونه فرهنگ » می باشد . در صورت كپی برداری از مطالب عنوان « بزرگترین پایگاه ادبی » را درج فرمایید .
  CopyRight 2008-2010 ©
Email : SobhanMail@Ymail.com