2- بحر هزج
هزج، در لغت سرو دو ترانه و آواز ترنم است،
در اصطلاح بحری است که از تکرار جزو مفاعلین پدید آمده باشد، بحر هزج را
بدان جهت به این نام خوانده اند که بیشتر آوازها و سرود های اعراب بر این
بحر است. اصل این بحر«مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن» « بحر هزج مثمن
سالم » می باشد و دارای پانزده زحاف است که تنها به شرح موارد ذکر شده در
کتاب می پردازیم:
2-1: مفاعیلن مفاعیلن فعولن: هزج مسدس محذوف
الهی سینه ای ده آتش افروز در آن سینه دلی وان دل همه سوز
2-2: مستفعل مستفعل مستفعل مستف (= مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن): هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف
عروضیان سنتی تمام وزن هایی را که امروز به صورت «مستفعل» آغاز می کنیم با «مفعول» آغاز می کردند.
مثلا وزن منظم« مستفعل مستفعل مستفعل مستف »
را به صورت نامنظم«مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن» تقسیم می کردند و این نوع
نام گذاری براساس اوزان عروضی سنتی است.
الف) «اخرب» است زیرا اگر«میم» و «نون» مفاعیلن(U- - -) را حذف کنیم می ماند فاعیل (- - U) که به جای آن«مفعول»به کار می رود.
ب) «مکفوف» است یعنی حذف یک صامت از آخر رکن«مفاعیلن» که «مفاعیل» می ماند.
پ) «محذوف» است یعنی حذف یک هجا از رکن آخر «مفاعیلن» که «فعولن» می ماند.
تا کی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه «شیخ بهایی»
2-3: مستفعل مستفعل مستفعل فتح(= مفعول مفاعیل مفاعیل فعل): هزج مثمن اخرب مکفوف مجبوب
همان توضیحاتی که درباره ی علت نامگذاری بیت
قبل آمد درباره ی بیت زیر نیز صادق است. زیرا وزن این دو بیت عیناً مثل هم
می باشد و تنها تفاوت در آخرین رکن است که در بیت زیر به جای محذوف
«مجبوب»آمده است. و از آن روی«مجبوب» گویند که دو هجای آخر از مفاعیلن (U
- - -) حذف شده و فعل باقی مانده است.
تقدیر که بر کشتنت آزرم نداشت بر حسن جوانیت دل نرم نداشت
2-4: مستفعل فاعلات مستفعل(= مفعول مفاعلن مفاعیلن)هزج مسدس اخرب مقبوض
الف) «هزج» است زیرا ارکان آن از «مفاعیلن»(U- - -)و زیر شاخه های آن یعنی «مفعول»(- - U) و «مفاعلن»(U- U-) ساخته شده است.
ب) «مسدس» است زیرا هر مصراع سه رکن و کل بیت شش رکن دارد.
پ) «احزب» است زیرا از «مفاعیلن»(U- - -)، «مفعول»(- - U)باقی مانده است.
ج) «مقبوض»است زیرا«مفاعیلن»(U- - -) ، «مفاعل»(U-U-)برجای بماند آن را «مقبوض گویند.
از کرده ی خویشتن پشیمانم جز توبه ره دگر نمی دانم «مسعود سعد سلمان»
2-5: مستفعل فاعلات فع لن(= مفعول مفاعلن فعولن): هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف
وزنش مانند وزن بیت قبلی است تنها تفاوت این
است که چون از رکن پایانی، مفاعیلن (U - - -) یک هجا حذف و به «فعولن» (U
- - ) تبدیل شده است در نامگذاری «محذوف» اضافه گردیده است.
لاف از سخن چو در توان زد آن خشت بود که پر توان زد «نظامی»
2-6: مستفعل مفعولن// مستفعل مفعولن(= مفعول مفاعیلن// مفعول مفاعیلن) هزج مثمن اخرب
الف)«هزج » است زیرا یکی از ارکان آن مفاعیلن(U - - -) می باشد.
ب)«اخرب» است زیرا یکی از ارکان آن مفعول(- - U )می باشد.
پ)«مثمن» است زیرا هشت رکن دارد.
وقتی دل سودایی می رفت به بستان ها بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان ها «سعدی»